- تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 14:06
سرگردون تو اینترنت میچرخم ! قدیما وقت پیدا نمکیردم فکرامو پیاده کنم ! با اینترنت محدود و اشغالی تلفن و هزار محدودیت دیگه ! همیشه آرزوم بود ای کاش اینترنتی داشتیم پر سرعت و بدون محدودیت. الان دارم ! چه غلطی میکنم؟ سرگردون و حیران  میگردم این صفه اون صفه. میچرخم بین صفه هایی که پین کردم اون بالا و یاد...
کتاب بخونین عادم شین - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:58
عجب دنیایی دارن این کتابا و چقد احساس الاغیت بهم دست میده وختی یادم میاد که فهمیدم چقدرررررررررررررررررررررررر وقت اضافه داشتم و استفاده نکردم یا با کتابای عشقولانه خرکی الاغکی گذروندم وقتمو .. ولی خب
مهر عامد و ما لختیم ..! - تاریخ: 1398/2/28 ساعت: 9:41
قبل از هر چیزی بگم که ایندفه نوشتم که نوشته دونم تخلیه بشه ! داره میترکه بس که ننوشته ! اگه معنا و مفهوم نداره به گیرنده های خود دست نزنین ایراد از فرستندس ! پیشاپیش عفو بفرمایین ! با تچکر سلام
عادمیزاد - تاریخ: 1398/2/28 ساعت: 9:41
موجود عجیبیست این عادمیزاد. عجیب ! عادت میکنه به هر چیزی هر وضعی. پس نتیجه میگیریم که من عادمیزاد نیستم . چون عادت نمیکنم. همینطوری عین مرض دارا خودمو میخورم . هی یاعاوری یادعاوری هی بخور بخور بخور تا
تخلیه چاه - تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 19:17
به قول آلنی آق اویلر ( یه شخصیت مهم تو کتاب اتش بدون دود) .... گذشته دیگه وجود نداره. نباید با فکر کردن بهش از حال و آینده ت بمونی. خب درست میگه. اما
انسانیت ایز لاست بابام جان ! - تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 19:17
هی به خوده خرم میگم بابام جان نگو حرف نزن ! چقد دیگه میخای چرت و پرت بشنوی عاخه ! تو که میدونی در قبال هر حرفی که بزنی یه اراجیف میشنوی یه چی جواب مید
نامه ای به خدا - تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 19:17
هی خدا. سلام. بیا بیا ! بیا کارت دارم ! یه دقه بشین اینجا روبروم .. دو کلوم مثل دو تا دوست صوبت کنیم. شاکیم شاکی ! دلم پره ... غم دارم. هی میگم میخندم